(گزيده اي از نظريه ي حکمت متعاليه)
صدرالدّين شيرازي(ملاّ صدرا)را شايد بتوان مشهورترين و تا’ثيرگذارترين فيلسوف در جهان اسلام طيّ 4 قرن گذشته دانست حيطه ي فکري او که به نوعي انقلابي در فلسفه ي اسلامي ميباشد شامل ماورا’الطبيعه Metaphysics مي گردد او بنيانگذار مکتبي بود که سه حوزه ي فکري منطق ارسطويي (peripatetic)) عرفان(gnostic)و اشراق ((illumination) را با فلسفه اسلامي شيعي متحد ساخت چيزي که او آنرا ماورا’ الفلسفه
(meta philosophy) ناميد اين نهضت فکري مبتني بر وجود به عنوان اساس حقيقت است وجود براي او همزمان به مثابه يکتايي وجود و در عين حال يک حرکت پيچيده ي دروني قلمداد ميشد چيزي که او آنرا منشا’ وحدت و در عين حال کثرت مي دانست
اين نقطه ي آغازي براي پاسخ بسياري از سئوالاتي بود که تا آن زمان در فلسفه ي اسلامي ظهور کزده بود
ملاّصدرا اصالت وجود را شالوده ي مکتب خويش قرار داد اين در حالي بود که پيش از او فارابي بيان داشته بود که اساسا" لزوم شناخت ماهيّت يک پديده وجود آن پديده نيست ، به عبارت ديگر مي توان بر جوهره و ذات پيش از وجود چيزي آگاه شد و بدينسان وجود نه يک اصل اساسي است و نه يک صفت لازم لذا وجود تنها ي تواند يک حادثه قلمداد شود بعدها افراد ديگري نظير ابن رشد ، سهروردي و ابن سينا نيز چيزهايي به اين نظريه افزودند
ملاّصدرا بر خلاف استاد خويش ميرداماد که قائل به اين تفکر بود موضع مخالف داشت يعني او وجود را امري عيني و ماهيّت را امري ذهني مي دانست
يعني ابتدا قائل به وجود بود و ماهيت را زاده ي وجود مي دانست (براي بحث دقيق تر مي توانيد به مجموعه ي اسفار از ملاصدرا مراجعه کنيد)
حرکت جوهري(Substantial Movement )
يکي ديگر از ابعاد دکترين ملاصدرا حرکت متعاليه ي وجودي است که او آنرا در غالب حرکت جوهري بيان مي کند قائلين به فلسفه ي ارسطويي معتقد بودند که ماده تنها به صورت ناگهاني متحول مي شود (از ماده اي به ماده اي ديگردر طي توليد و يا نابودي ) آنها همچنين معتقد بودند که پيوستگي و تداوم حرکت امري ذهني است که يکسري تغييرات جزيي لحظه اي و در عين حال گسسته را به صورت يک حرکت پيوسته حس ميکند_ در اين ميان گذر زمان به عنوان يک عامل کليدي تلقي مي شود-به مانند آنچه به هنگام مشاهده ي فيلم اتفاق مي افتد) آنچه حقيقتي به نام حرکت را تداعي مي کند يک لايه و ماهيّت فرعي ثابت و بدون تغيير است به بيان واضح تر حرکت و تغيير پتانسيلي نهفته در اين هويت ثابت است که در عين حرکت فعال مي شود ملاصدرا اساسا" با اين نظر مخالف بود او بيان داشت که تغيير اساسا" در ذات و ماهيت هر پديده اي صورت مي گيرد (چگونه ممکن است هويتي ثابت باشد ولي آنچه او بدانها قائم است و آنها نيز به او قائم اند متغير باشد مگر آنکه هويتي را که ارسطوييان قلمداد مي کنند امري جدا از عينيت پديده بدانيم که اين همان تناقض اصالت و تقدم وجود و عينيت است )
تمامي اين حقايق ملاصدرا را در ارائه ي دکترين نهايي خود که فلاسفه و علماي کلام را در اسلام مقابل هم قرارداد ياري کرد(ازلي و ابدي بودن جهان) در اين سيستم جهان به مانند يک حرکت پيوسته ابدي است و وجودها و ماهيّت هاي مختلف در اين ميان پديدار مي شوند(unfolding existence)
معرفت شناسي صدرا (Epistemology )
تئوري حرکت جوهري که در آن وجود را فرايندي پويا و متحرک در حرکت به سوي تعالي و رشد مي داند او را بر آ ن داشت که اعلام کند هر پديد ه و يا حالت جديدي جايگزين و نافي آنچه پيش از او بوده نيست بلکه به نوعي ادامه دهنده ي حرکت رو به رشد آن ذات در حال تعالي است (همان چيزي که تز تکامل تدريجي تاريخ در اسلام را تداعي مي کند)
لذا او شناخت و کسب آ گاهي نسبت به يک پديده ي در حال تغيير را به نوعي يک تکامل به سوي تعالي در شناخت يابنده نسبت به مورد شناخت مي داند به اين لحاظ تغييرنافي شناخت نيست
براي آشنايي بيشتر از ابعاد نظريه حکمت متعاليه به کتاب : صدرالدين شيرازي و حمت متعاليه ي الهي او : نوشته دکتر سيد حسين نصر حلد اول – 1356 رجوع کنيد