46

اسلام و علم

فریمن دایسون که یک فیزیک دان است در یک مقاله راجع به اینکه چگونه دانش غرب از میان الهیات مسیحیت روئید اخیرا نقل قولی کرده از عبدوس سلام که یک دانشمند فیزیک مسلمان برنده جایزه نوبل است. وی نوشت که سلام با خوشحالی ایمان اسلامیش را علنا اعلام کرده  و هم زمان هیچ تضادی بین ایمانش و علم احساس نمیکند.

 نهایت طعنه آمیزی است که هم زمان که سلام که از ثمره دانش علمی غرب فایده برده میبایست عمدا پیشرفت هائی که همان غرب در اکتشافات مربوط به نوشته های مذهبی اسلامی و الهیات کرده نا دیده بگیرد.

 آیا کاراین دانشمند برجسته برنده جایزه نوبل درست است؟  هیچ تضادی بین مذهب او و علم نیست؟

 چگونه سلام و همچنان اکثریت مسلمانان دیگر اکتشافات، نتایج و بصیرت دانشمندان غربی همچو باور، استراوس، رد، رنان، فیورباخ، ولز و یک تعداد زیادی دیگری را ندیده میگیرند؟ مردود شناختن و تکذیب معجزات بوسیله هیوم بصورت مساوی درزمینه اسلام معتبر است – چون حتی مسلمانان معجزات میسح را  تصدیق میکنند. قران مرجوعاتی در بر دارد مربوط به تعداد زیادی ازشخصیت ها در انجیل و تورات: اناچ، نوح، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب، موسی، داوود، یوناح، و عیسی  که فقط تعداد کمی هستند از نام برده شده ها.

 رشد روش انتقادی که درقرن نوزده در آلمان متحول شد به همه جا سرایت کرد. با بکارگیری آن در رابطه با تحقیقات در باره انجیل و مذهب بصورت عمومی یک تعدادی نتیجه گیری بسیار مخرب انجام شده که باید به حساب آید. وقتی که دانشمندان غربی متخصص کتاب مقدس میگویند که سامسون صرفا یک افسانه بود و اینکه یوناح هیچگاه وجود نداشته و اینکه موسی کتب پنجگانه را ننوشت پس بصورت ضمنی حقیقت قرآن نیز تحت سئوال قرار میگیرد.  

 چنین مشعل تحقیقاتی تجزیه تحلیلی البته نوردانش به قران و مذهب اسلام تابانده. پس نتیجتا اینکه چنین انتقادی بصورت مساوی نسبت به اسلام بکار برده نشده تحت سئوال نیست. شبیه همین فهرست دانشمندان هم غربی و هم مسلمان که اسلام را تحت بررسی قرار داده اند را میتوان ارائه کرد: ارنست رنان، فردریک مولر، جولیوس ولهاسون، رابرتسون اسمیت، سیل، ال واراق، ابن ال رواندی، علی دشتی، و ال بوخاری که اینها فقط تعداد کمی هستند که اینجا نام برده شده اند.

 گوش کنید به یکی از دانشمندان غربی که راجع به یک زاویه ساده اسلام، کتاب مذهب آن، قران، چه دارد بگوید. سالمون ریناش، یک محقق درجه یک فرانسوی، در کتاب کلاسیکش بنام "آرفیوس: یک تاریخ مذهب" میگوید: "از نقطه نظر ادبی، قرآن، ارزش خیلی کمی دارد. دکلاماسیون، تکرار، نادانی ابلهانه، عدم منطق وعدم پیوستگی در هر پیچ و واپیچی به چشم خواننده میزند. اهانت به ذکاوت انسانی است که این ادبیات سطح پائین باعث این همه اظهار نظر شده و ملیون ها آدم هنوز دارند وقتشان را در جذب آن هدر میدهند".

 در تضاد مطلق با ادعای مسلمانان است که معجزه قرآن در بی نظیر بودن سبک و فصاحت آن است و عطا بخش پیغمبری است به محمد.

 چنانچه شما فکر میکنید که ریناش بر علیه اسلام تعصب نشان داده به این آنالیز فشرده اودر مورد نامه های پاولین در انجیل بنگرید. "چهار اپیستل کبیر، برای رومیها، کورینتیانس (1 و 2) و برای گالاتیان ها مهمترین لوحه تاریخی دکترین پاولین که اپوستل خودش، به نقل قول از یونانیها، از آن به عنوان حماقت ازصلیب نام بردند. آنها نوشته های بسیار مشگلی هستند آنچنان زمخت و دمدمی مزاج در انشا و ترکیب که ما را به تعجب وا میدارند که چطور خوانندگانشان آنها را فهمیده اند. ما اگر اپیستل را بدون اظهارنظر های حاشیه بخوانیم در خطر این هستیم که زحمت زیادی را به هدر داده باشیم و نهایتا گیجی کامل گرفته باشیم.

 نقد کتاب اللهی شان نشان میدهد که مسلمانان به موارد بیش از اندازه ای از انجیل غربی ها  پیشی گرفته اند. برای مثال، در سنت اسلامی ها اعراب جد خود را از طریق اسمعیل در ابراهیم جستجو میکنند. چون پال در نامه اش به گالاتین ها شخصیت های اسحق و اسمعیل را معکوس کرد مسلمانان اسمعیل را بجای اسحق برای پسر ابراهیم که قرار بود قربانی شود در نظر میگیرند.

 آیا قرآن میتوانند درمقابل همان یورش علمی که به انجیل شده تاب آورد؟ داروین و تئوری تکامل او که ضربه قاطع به علت وجود انسان و آفرینش از دید انجیل زده پس چی؟ بسیاری از کلیمیان و مسیحیان نتایج علم را قبول کرده اند و اعتقادات خود را بر آن وقف داده اند. مسلمانان هم همینطور.

 دیگر نمیشود به آن چیز هائی که حقایق انجیل و یا قرآن نامیده میشد تکیه کرد. دیگر نمیبایست صحبت های بی معنی و احمقانه متفکرینی مثل عبدوس سلام که مانند قو سر در برف دارند گوش کنیم.  اگر او انتخابش در اینست که در یک دنیای شکسته شده زندگی کند آن دنیای نا واقعی اوست نه ما. نقطه نظر او که اعتقاد به آن مسخره است مبنی بر اینکه ایمانش هیچ ارتباطی با علمش ندارد صرفا یک خواب و خیال است. با طرز فکر نا خردمندانه اش سلام هرگز جایزه نوبل برای مطالعاتش در مذهب بدست نمیاورد حتی اگر بخواهد.

 

ترجمه: آریو دادمهر

affune@yahoo.com

www.oocities.org/affune

قسمت 46 از کتاب: راه های یک خدا نشناس، 1999

نویسنده: برنارد کاتز

 Chapter 46 from the book titled: The Ways of an Atheist

Bernard Katz، 1999

Prometheus Books، New York

نسخه 1