صفحه اصلی

            خوش آمدید          


			 Home		 Page1    	     Page 2			

نتيجه گيري:

با ورود نظام‌هاي اطلاعات به درون سازمان‌ها، به‌ويژه سازمان‌هاي آموزشي و دانشگاه‌ها، كه مورد توجه ما در اين مقاله است، برخي از عناصر فرهنگ سازماني به نوعي تقويت مي‌شوند و استحكام بيشتري پيدا مي‌كنند؛ اما برخي ديگر دچار تغيير و يا حتي فروپاشي مي‌گردند. به هر حال، نظام دانشگاهي موفق، بايد خود را با تغييرات هماهنگ سازد. انعطاف لازم را در ساختار خود ايجاد كند تا به بهترين شكل ممكن بتواند تعاملي پويا و همه جانبه با اين تغييرات داشته باشد. دانشگاه‌هاي ما علي رغم اينكه از جمله اهداف‌شان آموزش و پژوهش است و بايد به بهترين نحو اين وظايف را به انجام برسانند و در اين راه به صورت جامع، از نظام اطلاعاتي استفاده كنند، اما متأسفانه در دستيابي و به كارگيري نظام اطلاعاتي هماهنگ و يكپارچه دچار قصور و عقب ماندگي گرديده‌اند. بنابراين براي بقا و ادامه حيات در جامعه نوين مي‌بايد از نظام‌هاي اطلاعاتي و فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات به نحو شايسته و متناسب با دانشگاه‌هاي فرا پيچيده امروزي بهره گيرند.